۱۳۹۶/۰۶/۳۱

پیامدهای رفراندوم اقلیم کردستان برای مناطق کردنشین کشورهای همسایه – امین سرخابی, تحلیلگر سیاسی


REUTERS – جدا از ابعاد بین المللی و منطقه ای رفراندوم و ایجاد رویه حقوقی بین المللی در خاورمیانه، مشخص ترین و ملموس ترین تأثیر به کردهای دیگر کشورهای منطقه بر می‌گردد
تا لحظه انتشار این نوشتار مقامات و سیاستگذاران اقلیم کردستان کماکان بر برگزاری رفراندوم در ۲۵ سپتامبر پافشاری می کنند. فارغ از ابعاد داخلی و حقوقی رفراندوم، یکی از مباحثی که ذهن فعالان سیاسی ایرانی را به خود مشغول کرده، تأثیرات رفراندوم و اعلام احتمالی استقلال متعاقب آن، بر کردهای کشورهای همسایه است.
تأثیرات رفراندوم بر کردهای منطقه را می‌توان به تأثیرات کوتاه مدت، بلند مدت، یکسان و متفاوت در سطوح سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تقسیم بندی کرد.

تأثیرات کوتاه مدت

با تحقیق و مداقه در تاریخ اجتماعی و سیاسی کردها در هر چهار بخش آن، به راحتی میتوان به تأثیر و تأثر این بخشها بر همدیگر پی برد. کمتر رویداد سیاسی و اجتماعی در یک بخش وجود داشته که در بخشهای دیگر بازتاب نداشته باشد.
بر شمردن اتفاقات سیاسی، فرهنگیِ تاریخ معاصر بر کردهای منطقه میتواند ادعای فوق را اثبات کند. جنبش «شیخ سعید پیران» در کردستان تحت سلطه امپراطوری عثمانی و بعدها ترکیه، با موجی از همراهی و همدلی کردهای ایران همراه بوده است. تلاش «شیخ محمود حفید» در سلیمانیه برای تشکیل دولت کردستان، امید کردهای سه بخش دیگر را بار دیگر زنده کرد و در این راه برای همکاری با وی اعلام آمادگی کردند. همچنین ایده تشکیل کومله.ژ.ک( جمعیت احیای کردستان) در مهاباد قبل از تثبیت حکومت پهلوی دوم، از حزب هیوا و جمعیت افسران آزاد کرد در کردستان عراق ناشی میشد. در مقابل، بازوی نظامی یا ارتش جمهوری کردستان در مهاباد در اختیار «ملا مصطفی بارزانی» بود.
احزاب سیاسی کردستان عراق و ایران مراودات و همکاری قابل توجهی با هم داشته اند. این امر میان کردستان سوریه و ترکیه هم صادق است. در هنگام بروز جنگ و بحرانهای اقتصادی برای بخشی از کردستان، دیگر بخشها به مأوی و مأمن تبدیل شده اند. در دهه نود صدها هزار آواره جنگی در کردستان عراق به بخشهای دیگر از جمله ایران پناه بردند و بدون هیچگونه سازماندهی حکومتی در آن بخشها با آغوش باز مردم روبرو شدند.
در جریان دستگیری «عبدالله اوجالان» توسط دولت ترکیه، تمام کردهای منطقه در اعتراض به آن به خیابان ها آمدند. پس از سقوط صدام و تثبیت و شناسایی حکومت اقلیم کردستان، ریاست جمهوری «جلال طالبانی» و اعلام سیستم فدرالی در عراق، مردم در کردستان ایران به رقص و پایکوبی پرداختند و آن را به مثابه پیروزی ملی جشن گرفتند. همچنین پس از اعدام «فرزاد‌ کمانگر» و یارانش توسط حکومت ایران، موجی از اعتراض بیشتر بخشهای کردنشین را فرا گرفت. از سوی دیگر هنگام محاصره «کوبانی» توسط داعش و مقاومت کردهای سوریه، تمام کردها با راه اندازی راه پیمایی، مقاومت در کوبانی را ستودند و از آنها حمایت کردند.
بیشتر بخوانید:
هدف از بیان مطالب و مثالهای بالا، ترسیم فضا و ذهنیت برای مخاطب بود تا به این نتیجه برسیم که پس از رخدادهای مهم در هر چهار بخش، همدری و حمایت متقابل در بخش های دیگر وجود داشته است. بنابراین برگزاری رفراندوم در اقلیم هم بر بخش های دیگر کردستان بی تأثیر نخواهد بود. مهمترین دستاورد کوتاه مدت رفراندوم پیش رو و اعلام استقلال، ایجاد نوعی همبستگی و تقویت روحیه ملی گرایانه در بخشهای کردنشین است. پس از سقوط صدام و تثبیت حکومت اقلیم کردستان و پیشرفت قابل ملاحظه اقتصادی، آنجا به ناکجاآباد و مدینه فاضله کردها در سه بخش دیگر تبدیل شد.
هرچند همذات پنداری با اقلیم کردستان گاهی آسیب زا نیز بوده است. ادامه این روند به نوع حکومتداری حکومت اقلیم کردستان و نوع رفتار سه حکومت مرکزی ایران، ترکیه و سوریه بستگی دارد. به عبارتی رابطه معکوس میان این دو پدیده وجود دارد. بدین معنی که هر چه کردها از حکومت های مرکزی راضی تر باشند و احساس کنند که حقوقشان احقاق می‌شود از شدت همذات پنداریشان با حکومت اقلیم کردستان، کمتر می‌شود.

تأثیرات مشترک بلند مدت

جدا از ابعاد بین المللی و منطقه ای رفراندوم و ایجاد رویه حقوقی بین المللی در خاورمیانه، مشخص ترین و ملموس ترین تأثیر بر کردهای دیگر کشورهای منطقه بر می‌گردد. به رسمیت شناختن «حکومت اقلیم کردستان» توسط ایران و ترکیه پس از سقوط صدام، باعث تحول مفهومی و ساختاری در جنبش کردها شد. بیگمان فردای پس از رفراندوم و اعلام استقلال، افکار عمومی دیگر بخشهای کردنشین را بیشتر از پیش بر خواست احقاق حقوق برابری خواهانه و هویت‌خواهانه پافشاری می‌کند.
وجود خاطرات رنج آور و گاهی شادی آور مشترک میان هر چهار بخش، تداعی کننده حافظه تاریخی مشترکی است. با تشکیل دولت نوپایی در همسایگی شان، بار حقوقی بیشتری بر حکومتهای مرکزی که کردها در آن ه مستقر هستند تحمیل خواهد شد و در برخورد با «مسئله کرد» باید حساس تر و دقیق تر عمل کنند.
در واقع اعلام دولت کردستان پس از رفراندوم و تثبیت آن میتواند همچون شمشیر داموکلس بر سر حکومتهای مرکزی کشورهای همسایه باشد که در صورت محرومیت و ادامه تبعیض ها، کردها نگاهشان به سمت دولت اقلیم کردستان بیشتر می چرخد.

تأثیرات متفاوت

اما نمی توان ادعا کرد رفراندوم، تأثیرات یکسان و مشابهی بر کردهای سه کشور دیگر دارد. به واسطه وجود مرزهای عینی و وضعیت ژئوپلتیک بخشهای مختلف کردنشین،اقتصاد سیاسی، نوع تعامل و دیپلماسی احتمالی دولت کردستان با همسایگانش و ایجاد برخی منافع متضاد، تأثیرات متفاوتی هم بر بخشهای دیگر خواهد داشت.
به نظر میرسد دولت برآمده از رفراندوم حداقل در اوایل کار با بحرانهایی روبرو خواهد بود. بحراهایی از قبیل ارتباطش با دولت عراق و نوع واکنش ایران و ترکیه. مدیریت دیپلماسی با ترکیه و ایران به عنوان دو قدرت منطقه ای که خود با مسئله کرد در داخل روبرو هستند برای دولت کردستان بسیار سخت تر از تنظیم روابطش با دو دولت ضعیف و استقرار نیافته عراق و سوریه خواهد بود. از سوی دیگر این دولت با انتظارات جدید و متفاوتی کردهای منطقه روبرو خواهد بود. خصوصا احزاب سیاسی کرد کشورهای دیگر که در آنجا حضور دارند. به همین دلیل تأثیرات در هر بخش متفاوت است که در ادامه سعی می‌شود به آن اشاره شود.
اوجالانحق نشر عکسREUTERS
Image captionدر صورت تحقق کشور مستقل کردستان فعالیتهای نظامی پ.ک.ک بیشتر محدود شود. جامعه سیاسی کردستان ترکیه نیز بیشتر به سمت مبارزات مدنی سوق پیدا خواهد کرد

ترکیه

پس از سقوط صدام و تشکیل حکومت اقلیم کردستان در عراق، ابتدا دولت ترکیه آماده نبود آنرا به رسمیت بشناسد و تا مدتی مرزهایش را مسدود کرد و حتی تهدید به لشکرکشی کرد. اما پس از مدتی قادر نبود از منافع اقتصادی حاصل از روابطش با اقلیم بگذرد و حتی قبل از دولت ایران وارد عمل شد به طوریکه حاضر شد، پرچم کردستان را در کنار پرچم ترکیه در دیدارهای دیپلماتیک قرار دهد. ترکیه اهمیت استراتژیک کردستان عراق را به خوبی درک کرده است. اقلیم کردستان در طول چند سال گذشته بیشترین مبادلات اقتصادی را با ترکیه داشته، روابط و مبادلاتی که منجر به تیرگی روابط پ.ک.ک با حزب دمکرات کردستان عراق شده است.
در صورت اعلام استقلال، دولت کردستان به بر طبق معاهدات بین المللی مؤظف و متعهد خواهد شد مرزهایش را کنترل کند و از تردد نیروهای پ.ک.ک به خاک خود ممانعت کند. در آنصورت احزاب تشکیل دهنده دولت کردستان دیگر نمی توانند پناه دادن و حمایت از پ.ک.ک را به همدیگر نسبت دهند زیرا به مثابه دولت در قبال تعهداتشان پایبند خواهند بود نه به مثابه حزب یا حکومتی خودمختار و دوفاکتو. به نظر میرسد در صورت تحقق چنین امری فعالیتهای نظامی پ.ک.ک بیشتر محدود شود. جامعه سیاسی کردستان ترکیه نیز بیشتر به سمت مبارزات مدنی سوق پیدا خواهد کرد.

ایران

شاید بیشترین تأثیر و تأثر در میان بخشهای کردستان، در کردستان ایران و عراق وجود دارد. هر چند سهم تأثیرپذیری کردستان عراق به لحاظ سیاسی بیشتر است اما کردستان ایران در عرصه فرهنگی و مدنی چیرگی بیشتری دارد. در عرصه هنر، موسیقی، نمادها و اسطوره های سیاسی و تاریخی اشتراکات چشم گیری میان هر دو بخش وجود دارد. اما کردستان ایران به لحاظ ژئوپولتیک از اهمیت کردستان عراق برخوردار نیست. کردستان ایران همچون عمق استرتژیک کردستان عراق قلمداد میشود.
سیاستگذاران کرد در عراق از این امر بهره برده اند، به عبارتی جنبش کرد در ایران تحت تاثیر چنین واقعیت ژئوپولتیکی شده است. احزاب اپوزیسیون کرد ایران که تاکنون به بهانه حفظ استقرار اقلیم کردستان در دو دهه اخیر کمتر به فعالیت نظامی پرداخته اند، پس از رفراندوم هم از جانب دولتمردان کرد بیشتر به حفظ مواضع فعلی شان دعوت می شوند چون در برابر دولت ایران موظف به برقراری امنیت مرزی خواهند شد.
از سوی دیگر احزاب کرد ایرانی که استراتژیشان ایجاد حکومتی فدرالی در ایران بوده است پس از رفراندوم دچار بحران نظری جهت تغییر استراتژی می‌شوند.
کردستانحق نشر عکسREUTERS
Image captionنیروهای کرد سوریه که نقش اساسی در مقابله با داعش دارند

سوریه

کردستان سوریه می تواند برای دولت پس از رفراندوم هم فرصت و هم تهدید باشد. تهدید بدین معنا که اگر پس از بازگشت امنیت و ثبات به سوریه، پروژه خودمختاری یا کنفدرالی کردها در آنجا متوقف شود و مانند گذشته حکومت مرکزی تسلط پیدا کند، دولت احتمالی کردستان بیشتر به ترکیه جهت صدور نفت وابسته میشود.
اما فرصت بدین معناست، که اگر پروژه حکومت محلی کردها در سوریه تثبیت شود به دولت کردستان این امکان را میدهد رقیبی جدی برای ترکیه جهت صدور نفت پیدا کند. چه بسا اگر کماکان احزاب نزدیک به پ.ک.ک بر کردستان سوریه حکومت کنند، معادلات کاملا عوض میشود و امکان چانه زنی دولت کردستان در قبال ترکیه را افزایش میدهد.

دوراهی استقلال: کنفدرالیسم در برابر ناسیونالیسم – امید منتظری: مصاحبه با یاسر گلی


Iraqi Kurds fly Kurdish flags during an event to urge people to vote in the upcoming independence referendum in Arbil, the capital of the autonomous Kurdish region of northern Iraq, on September 15, 2017.
Iraqi Kurdish lawmakers voted to hold an independence referendum set in motion by regional president Massud Barzani, who has kept open the option of postponing it under American pressure. / AFP PHOTO / SAFIN HAMED
رادیو زمانه: چندسالی است در میان کردها دو خط متفاوت برای اعمال حق تعیین سرنوشت مطرح است. این دو ایده عملاً دو جریان را در دو سوی مرز کردستان عراق و سوریه در مقابل هم قرار داده. در این مصاحبه از یاسر گلی، روزنامەنگار کرد ساکن آلمان در مورد چیستی این خط پرسیده‌ایم. یاسر گلی که چهار سالی در اقلیم کردستان عراق زندگی کردە بود، هم اکنون در «پایگاە خبری-تحلیلی روژ» می‌نویسد. او در ایران از اعضای دفتر مرکزی «اتحادیە دمکراتیک دانشجویان کرد» بود. او بعدتر در ایران دستگیر و به ۱۵ سال زندان محکوم شد اما در دوران مرخصی توانست از این کشور خارج شود.
■ امید منتظری: در چند سال گذشته در میان کردها دو خط و ایده متفاوت برای اعمال حق تعیین سرنوشت وجود داشته. یکی پروژه‌ای مبتنی بر دولت‌سازی در اقلیم کردستان عراق و دیگری “کنفدرالیسم دموکراتیک”در کانتون‎های کردستان سوریه(روژاوا). این تفاوت چیست؟
یاسر گلی: ایدەی «کنفدرالیسم دمکراتیک» بە تلاش‌های نظری عبدالله اوجالان در سلول انفرادی در راستای صورتبندی مدلی برای یک زندگی اجتماعی در خاورمیانە اشارە دارد. این صورتبندی با تحلیل‌های تاریخی خاورمیانە شروع و با انتقادهای صریح از پروژەی دولت-ملت [بە عنوان یک ضد انقلاب] ادامە می‌یابد. تصور مبارزە برای دولت-ملتی کە هدفش ایجاد یک زبان واحد، فرهنگی همگون، پرچمی مشترک و ملتی یگانە است، برای او رفتە رفتە بە یک کابوس و نهایتاً «سرطانی شدن اجتماع» تبدیل شد. از منظر پارادایم جدید او، مبارزە بە جای هدف قرار دادن ایجاد یک دولت و سپس ساختن یک ملت واحد برای آن، باید با پل زدن از روی آن، خود را بە طور مستقیم با مسالەی ساختن یک ملت دمکراتیک درگیر کند. ملت دمکراتیکی کە سرنوشت خود را تنها بە وجود یا عدم وجود یک دولت گرە نزند. البته به نظر می‌رسد این چرخش سیاسی در آرای اوجالان بدون اشاره به ابعاد فلسفی اندیشه و تعاریف او از مفاهیمی مانند آزادی، استقلال، مساله حق و عدالت خوانشی گذرا و تقلیل گرایانه باشد، از همین رو پذیرش و اجرای چنین چرخش گفتمانی‌ای، آن هم در جهنم خاورمیانە، مسالەای نیست کە بتوان با ریسک کم روی آن شرط بست. چە بە لحاظ نظری و چە بە لحاظ ایجاد تمهیدات حزبی و سازمانی و تهیەی «نقشە راە» برای آن، این پروژە با مسیرهای پر پیچ و خمی مواجە بودە است.
پ‌ک‌ک در شرایطی پروژەی «کنفدرالیسم دمکراتیک» را در دستور کار خود قرار داد کە منطقە و بخصوص اقلیم کردستان وارد فاز جدید دوران پساصدام و دومین رفراندوم استقلال همزمان با انتخابات پارلمان شدە بود. اولین ایستگاە اجرائی شدن این پروژە باکور کردستان (ترکیه) بود کە از طریق ایجاد نهادهای دموکراتیک و رادیکالیزه‌کردن دموکراسی انجام شد اما با واکنش خشن دولت و تروریزە کردن آن مواجه شد. این ضد حملە موجب شد کە تمام راەهای قانونی تحقق آن در ترکیە سد شود. اصرار بر همزیستی مسالمت‌آمیز و قدرتمندکردن مردم آن هم در کشوری کە ناسیونالیسم بە افراطی‌ترین شیوەی ممکن در جریان بودە و هست، از سوی جریان‌های کردی منتقد پ‌ک‌ک بە عنوان استحالەی مبارزە بە فرهنگی کردن سیاست و تسلیم شدن در برابر ناسیونالیسم ترکی خواندە شد. البتە تداوم این سیاست در این چند سال بە ایجاد حزب دمکراتیک خلق‌ها انجامید کە توانست با فراروی از سیاست هویتی و جذب آرای دیگر گروەهای بە حاشیە راندە شدەی غیر کرد در ترکیە سد انتخاباتی ۱۰ درصد را شکسته و بە یک پیروزی تاریخی در انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن ۲۰۱۵ دست یابد. پیروزی‌ای کە تنها چند ماە پائید و با شدیدترین واکنش ناسیونالیستی حاکم در ترکیە مواجه شد.
اما در نهایت شانس جدی‌تر آزمودن این پروژە در زمین سیاست، در کشور دیگری کلید خورد. پس از رسیدن قطار خیزش‌های بهار عربی بە ایستگاه سوریە، فرصت اجرائی کردن آن در روژآوا نیز فراهم و از سال ٢٠١١ بە این سو تحولات کاملا محسوسی پدیدار شد.  از عقب‌نشینی نیروهای نظامی بشار اسد از شمال سوریە تا تشکیل سه منطقه فدرال جزیره، فرات و عفرین و شش کانتون تابعەی آنها به نام های حسکه، قامیشلو، تل ابیض، عفرین، کوبانی و شهبا.
در اواسط مارس ٢٠١۶ هیئت‌های هماهنگی خودگردانی‌های دمکراتیک کانتون‌های روژآوا بە نمایندگی از خلق‌های کرد، عرب، آشوری و ترکمن در شهر میلان گرد هم آمدند کە حاصل آن انتخاب یک مجلس موسسان ٣١ نفرە تا برگزاری اولین انتخابات، ریاست مشترک دو نفرە (یک زن و یک مرد) و قطعنامەی پایانی بود. یکی از موارد این قطعنامە تصویب این امر بود کە : «هدف سیستم فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه ایجاد اتحادی دموکراتیک در مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میان تمام جوامعی است که در خاورمیانه زندگی می‌کنند، اتحادی که به واسطه آن از مرزهای دولت– ملت عبور کرده و زیستی را در سایه صلح، امنیت و برادری  بنا نهند». مجلس موسسان سرانجام در اواخر همان سال میثاق اجتماعی فدراسیون دمکراتیک شمال سوریە را با یک دیباچە و ٨٣ بند تصویب کرد کە در بند دوم خود را اینگونە معرفی می‌کند: «فدراسیون دمکراتیک شمال سوریە بر اساس سیستم اکولوژیک، دمکراتیک و آزادی زن خود را تعریف می‌کند». در بندهای بعدی بر این مسالە تاکید میکند کە منبع مشروعیت فدراسیون حاصل آرای خلق‌ها و گروەهای موجود در این جغرافیا و از راە انتخابات آزاد و دمکراتیک بوده و همچنین آموزش و به‌کارگیری تمام زبان‌های موجود در منطقە در تمامی سطوح آزاد است. بالاترین مرجع تصمیم‌گیری این فدراسیون «کنگرە دمکراتیک خلق‌ها» است کە طبق آخرین تغییرات صورت گرفتە در اساسنامە اعضای آن باید بە صورت مساوی میان مردان و زنان تقسیم شود. همچنین ۶٠درصد اعضای کنگرە از راە یک انتخابات مستقیم و رای‌گیری مخفی و ۴٠ درصد باقیماندە بە صورت توافق و میان گروەهای اقلیت تقسیم می‌شود. هر کانتون از انجمن‌های محلات، شهرک‌ها و ناحیەها تشکیل شدە کە آنها نیز انتخابات مختص بە خود را دارند. بر اساس اخبار منتشر شدە قرار است کە از سپتامبر امسال تا اوایل سال آیندە (٢٠١٨) در تمام کانتون های اقلیم دموکراتیک فدرال شمال سوریه چندین انتخابات برای برگزیدن اعضای شهرداری‌ها، انجمن‌های محلی و منطقەای و نهایتا «کنگرەی دمکراتیک خلق‌ها» برگزار شود.
در برابر این پروژە، ما با وضعیت باشور کردستان [اقلیم کردستان عراق] مواجه‌ایم کە دارای تجربه ربع قرن حاکمیت کردی است. این تجربەی حکمرانی البتە با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بودە است، از تاسیس اولین پارلمان تا جنگ داخلی و مداخلات نظامی کشورهای منطقە، و از ساقط کردن رژیم بعث عربی تا نفتی شدن تمام عیار سیاست در اقلیم.
بە گفتەی مریوان وریا قانع [از روشنفکران کرد] اقلیم کردستان عملاً یک دولت-ملت غیر رسمی است، اگرچە فاقد یک اعتبار بین‌المللی بە عنوان یک کشور است اما دارای سازوکارهای تقریباً مستقل یک سیستم حکمرانی داخلی و ارتباط‌های بین‌المللی است. در نتیجە می‌توان با این خوانش اقلیم کردستان را دارای شرایط حداقلی محک زدن ناسیونالیسم حاکم کردی بدانیم. این مسالە از آن رو اهمیت دارد کە شمار قابل توجهی از فعالان کرد بر این باورند کە ناسیونالیسم واکنشی کرد، پس از دهەها مقاومت و مبارزە با سیاست‌های انکار و امحا دولت-ملتهای منطقە این شانس را دارد کە از طرفی تداوم «سیاست ترس» و بیگانەهراسی آنها نباشد و از طرف دیگر مقارن شدن گُل دادن این ناسیونالیسم با تحولات گستردەی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منطقە و کل جهان سبب شدە است کە دولت-ملت برآمدە از آن توانایی تثبیت حداقل‌های تشکیل یک دولت-ملت دمکراتیک و رسمی در مقابل دیگر اشکال ناسیونالیسم حاکم فارسی، عربی و ترکی را داشتە باشد.
■ اگر این رفراندوم در اقلیم کردستان برگزار شود عملا سومین همه‌پرسی از این دست است. تفاوت این رفراندوم با دو رفراندوم های قبلی چیست؟ چرا جدی گرفته شد؟
یاسر گلی: اقلیم کردستان از سال ١٩٩١ بە این سو دو رفراندوم استقلال را برگزار کردە است و در صورت برگزاری رفراندوم سوم در چند هفتەی آیندە، سومین تلاش آنها برای استقلال از عراق است. رفراندوم اول و دوم در سالهای ١٩٩١ و ٢٠٠۵ آشکارا کارکردی نمادین داشت و ادعایی جدی برای جدا شدن در آن وجود نداشت. هر دو رفراندوم متعاقب تحولات سیاسی مهم در عراق برگزار شد: اولی عقب راندن صدام از کردستان و ایجاد منطقە پرواز ممنوع (یا مدار ٣۶ درجە) و دومین بار پس از سرنگونی صدام توسط ایالات متحدە و انگلستان. بر این اساس می‌توان سومین تلاش از این دست را بە تحولات عراق پس از داعش نسبت داد. البتە سر این مسالە اتفاق نظری وجود ندارد، چرا کە کم نیستند تحلیل‌گرانی کە معتقدند این رفراندوم تنها برای کسب مشروعیت از دست رفتەی مسعود بارزانی و حزب او پس از اتفاق‌های سە سال گذشتە است.
اگر پیشتر ضمانتی اجرائی‌ نیز برای رفراندوم‌های استقلال وجود نداشت، اما اکثریت قاطع مردم با کارکرد نمادین آن همراە بودند. خود مسالەی خواست استقلال بیشتر از آنکە بە آرزوی ساخت دولت-ملت گرە بخورد، بە واکنشی آزادیخواهانە در برابر سیاست‌های انکار و امحا نظام‌های پیشین پادشاهی و پسین جمهوری عراق عربی تعبیر می‌شد. اما تجربەی حکمرانی کردی در سایەی سیستم عراق فدرال -علیرغم اختلاف‌های عمیق و ریشەدار میان اقلیم و بغداد- تفاوت‌های اساسی‌ای با دوران پیش از اشغال داشت. از سال ٢٠٠۵ بە بعد نمایندگان کرد بخش قابل توجهی از نظام حاکمیتی در مرکز را در اختیار گرفتند. بیشتر مطالبات کلی در قانون اساسی تثبیت شد و فراتر از آن وضعیت دوفاکتوی اقلیم کردستان بیش از پیش بە ثبات رسید.
یاسر گلی، روزنامه‌نگار
اما پس از ١۴ سال حاکمیت فدرالیسم در عراق، مشکلات مذهبی و هویتی کشور را بە چنان ویرانەای تبدیل کردە است کە هرگونه تمایلی برای همزیستی مسالمت‌آمیز عرب-کرد، مسلمان-غیر مسلمان و حتی شیعە-سنی از طرف بیشتر این گروەها با تردید بسیار روبرو می‌شود. می‌توان آشکارا پیامدهای «سیاست ترس» و بیگانەهراسی را در تمام سطوح سیاست عراق مشاهدە کرد.
اما آنچە این تلاش سوم را از بقیە جدا می‌کند اضافە شدن فاکتورهای داخلی همچون پیچشی مضاعف بە مسالەی استقلال است. حکومت اقلیم کردستان در این ١۴ سال سە انتخابات پارلمانی و تشکیل سە دولت را پشت سر گذاشتە است. اما بسیاری از تحلیلگران منطقە برآمد آن را یک حکمرانی شکست خوردە  ارزیابی می‌کنند کە آشکارا بە سمت یک حکومت خانوادگی موروثی و خودکامە می‌رود.
■ در میان نیروهای کرد استدلال موافقان و مخالفان چیست؟
یاسر گلی: در مجموع می‌توان شکل‌گیری دو صف‌بندی برجستە حول این همەپرسی را مشاهدە کرد: در یک سوی این ماجرا موافقان برگزاری رفراندوم قرار دارند کە با رهبری مسعود بارزانی از مردم می‌خواهند کە بە آن پاسخ «آری» بدهند و بر این باورند کە هر جوابی غیر از آن «خیانت و وطن‌فروشی» است. اما در آن سوی منازعات مخالفت‌های متنوعی قرار دارند کە بارزترین و سازمان‌یافتەترین آنها تشکیل جنبش «خیر در حال حاضر» است. پلاتفورمی کە در تلاش برای بە تعویق انداختن همەپرسی است و در صورت برگزاری از مردم دعوت می‌کند کە با پاسخ «نە» در آن شرکت کنند. چرا کە پاسخ آری در این رفراندوم را بە پاسخ آری بە تداوم وضع آشفتە و شکست خوردەی موجود می‌پندارند و نە بە استقلال کردستان.
پایەی استدلال موافقان بە این بازمی‌گردد کە می‌توان با استفادە از فرصت بدست آمدەی بین‌المللی پس از شکست داعش و اختلافات حل نشدە با مرکز از «حق تعیین سرنوشت» استفادە کرد و بە آرزوی تشکیل دولت-ملت کردستان نزدیک شد. پاسخ این استدلال بە مشکلات اساسی اقلیم آن است کە یک کشور مستقل امکانات حقوقی، سیاسی، بین‌المللی و اقتصادی‌ای را همراە خود خواهد آورد کە می‌‎توان از این مشکلات عبور کرد. و اساساً بر این باور است کە خواست تشکیل یک کشور مستقل خواستی فراروی مشکلات موجود و اختلاف‌های داخلی است.
اما طرف مقابل استدلال می‌کند کە دولت-ملت برآمدە از مشکلات موجود نمی‌تواند بە سان معجزەای مشکلات را کن فیکون کردە و در یک بازەی زمانی حلال تمام این معضلات باشد. آنها معتقدند کە دولت احتمالی جدید موجب بدتر شدن اوضاع و تشکیل یک حکومت موروثی مستبد خواهد شد کە تمام فشار آن را همچون برهه کنونی، مردم و طبقات فقیر جامعە تحمل می‌کنند. در اینجا می‌توان بە برخی از مشکلات مطرح شدە از سوی مخالفان اشارە کرد: اختلاف‌های عمیق سیاسی میان احزاب، فساد گستردەی طبقە حاکم، حزبی کردن و در چند سال گذشتە موروثی و خانوادگی کردن منابع قدرت، شکست سیاست‌های اقتصادی و بارآوردن دەها میلیارد دلار قرض و ناتوانی از پرداخت حقوق کارمندان، عدم وجود شفافیت در فروش نفت و دیگر درآمدهای دولتی، ویرانی زیرساخت‌های اساسی از جملە کمبود برق و آب و عدم توسعە کشاورزی و صنعت (علیرغم وجود منابع سرزمینی، مالی و کارشناسی)، دست باز کشورهای منطقە از جملە ایران و ترکیە در سطوح تصمیم‌گیری‌های کلان، عدم وجود تفاهم و همگرائی با دیگر جریان‌های کردی در بخشهای دیگر کردستان، بستن مرزها بر روی روژآوا و همدستی با ترکیە در ایجاد محاصرە اقتصادی، وجود نیروهای نظامی و امنیتی حزبی و شخصی و استفادە از آنها در گروکشی‌های سیاسی، تداوم سیاست ارعاب و قتل مخالفان، و نمونەی اخیر آن تعطیل کردن مجلس با استفادە از نیروی نظامی و ارعاب، پس از تجربەی بە توپ بستن مجلس در سال ١٩٩۶.
البتە مخالفان رفراندوم استقلال را نیز نباید یکدست فرض کرد، چرا کە برخی از آنها از پایە با مسالەی راە حل دولت-ملت مخالفند و برخی دیگر نظیر جنبش گوران و جماعت اسلامی بر این باورند کە همچنان راە حل تشکیل کردستان مستقل در عراق یک خواستەی مشروع، ممکن و لازم است. اما آنها بر این نکتە پای می‌فشارند کە باید ابتدا ملزومات اقتصادی، سیاسی و حقوقی استقلال را فراهم کرد و سپس در نتیجەی مذاکراتی منطقەای و بین‌المللی خواست استقلال پیگیری شود.
■ به نظر شما دولت فعلی اقلیم فقدان مشروعیتی که در صحبت‌های شما هم بدان اشاره شد را با تشکیل جلسه و رای نمایندگان پارلمان پر نکرد؟
یاسر گلی: جمعەی گذشتە، از مجموع ١١٠ نمایندەی پارلمان تعطیل شدە، ۶٨ نفر حاضر شدند و از این تعداد هم ۶۵ نمایندە بە مشروعیت «کمیتە عالی رفراندوم» بە رهبری مسعود بارزانی رای دادند. سال ٢٠١۵ حزب دمکرات کردستان عراق تنها بە دلیل پافشاری چهار حزب دیگر بر تغییر سیستم حکمرانی از ریاستی بە پارلمانی و همچنین عدم تمدید دورەی ریاست بارزانی بر اقلیم، با فشار نیروهای امنیتی و نظامی پارلمان را تعطیل کرد. ارادەی غالب آنها در این دو سال این بود کە تا اعلام تمکین دیگر احزاب بە خواست‌های بارزانی، پارلمان همچنان تعطیل خواهد ماند. تمام تلاش‌های دو سال گذشتە برای بازگشایی پارلمان با دیوار سرد و بی‌اعتنایی بارزانی مواجە شد. حتی دو ماە پیش آشکارا اعلام می‌کردند کە رفراندوم استقلال بە رای قانونی و مشروعیت ساز پارلمان نیازی ندارد. اما در چرخشی کامل، از یک ماە گذشتە شروع بە سلسلە دیدارهایی با احزاب مختلف بە هدف بازگشایی مجدد پارلمان و مشروعیت بخشی بە رفراندوم کردند. علی‌رغم موافقت اصولی کامل تمام احزاب با مسالەی استقلال و رفراندوم، اما دو حزب جماعت اسلامی و جنبش تغییر و حداقل بخش قابل توجهی از اتحادیەی میهنی کردستان حاضر بە بازگشایی فرمالیتەی پارلمان، آن هم تنها برای تفویض اختیارات از پارلمان بە «کمیتە عالی رفراندوم»، نشدند.
اگرچە با امضای ۶٠ نمایندە پارلمان قانوناً می‌تواند جلسە فوق‌العادە تشکیل دهد، اما بدون موافقت و دستور رئیس پارلمان و امضای یکی از دو معاون خود این جلسە رسمیت ندارد. ریاست پارلمان با دکتر یوسف محمد، از نمایندگان جنبش گوران، و دو معاون او از حزب جماعت اسلامی و حزب دمکرات کردستان عراق است. تقاضای ۶٠ نمایندە تنها بە امضای جعفر ایمنکی، از نمایندگان حزب دمکرات، رسیدە است. در جلسە دو ساعتە پارلمان، حتی بە نمایندگان حاضر اجازە بحث بر سر جزئیات طرح مذکور دادە نشد، و اتفاقا در اعتراض بە «نقش نمایشی نمایندگان» در برابر زد و بندهای کمیتە مرکزی‌ احزاب حاضر، سە نمایندە از جملە دو نمایندەی اتحادیەی میهنی کردستان جلسە را ترک و بە طرح ارائە شدە رای ندادند.
■ در این میان سرنوشت مناطقی مثل سنجار(شنگال) چه خواهد بود؟ آیا میان کردهای عراق سیستم سوریه به عنوان یک بدیل مطرح است؟
یاسر گلی: علی‌رغم پافشاری اقلیم بر اجرای رفراندوم در مناطق مورد مناقشە، نظیر کرکوک، خانقین و …، اما تا آنجا کە من دنبال کردەام صحبتی از شنگال نیست. این مسالە می‌تواند بە چند مورد باز گردد: بخش قابل توجهی از منطقە شنگال و شهر در دست نیروهای ایزدی نزدیک بە پ‌ک‌ک است. در چند هفتە گذشتە این نیروها اعلام کردند کە این مناطق را بە صورت خودگردانی (بە مانند کانتون‌های روژآوا) ادارە می‌کنند. هرگونە مداخلە مستقیم از سوی بارزانی در این مناطق می‌تواند بە حساسیت‌های سیاسی و نظامی‌ای دامن بزند کە بە نفع جریان حامی رفراندوم نیست. از طرف دیگر، معلوم نیست کە واقعا چند درصد از مردم شنگال، پس از نسل‌کشی از سوی داعش، موافق پیوستن بە رفراندوم استقلال هستند.
بدیل کانتونیزە کردن مدیریت در اقلیم کردستان هنوز تبدیل بە یک آلترناتیو جدی نشدە است. اگرچە قدرت مدیریت‌های استانی بە نسبت سال‌های گذشتە تا حدودی بیشتر شدە است، اما قدرت تصمیم‌گیری نهایی همچنان در اربیل است. برای نمونە در انتخابات شوراهای استانی، جنبش گوران موفق بە کسب بیشتر کرسی‌های سلیمانیە و تعداد قابل توجهی از کرسی‌های اربیل شد. اما بە دلیل عدم موافقت دولت نچیروان بارزانی برای معارفە استاندار سلیمانیە، دکتر هوال ابوبکر علی‌رغم کسب بیشترین آرا، نتوانست استاندار بشود و در حال حاضر سلیمانیە بدون استاندار است و از سوی یک جانشین موقت ادارە می‌شود. در استان اربیل و دهوک نیز، حزب دمکرات، بدون توجە بە آرای دیگر احزاب تمام کرسی‌های حساس مدیریتی و اجرائی شهری و استانی را یک طرفە اشغال کرد.
از دیگر سو، نمایندە سیاسی پ‌ک‌ک در اقلیم کردستان «جنبش آزادی» است کە از ابتکار عمل سیاسی چندانی، چە در فضای سیاسی و چە در شوراهای استانی و پارلمان، برخوردار نیست. این جنبش  هفتەی گذشتە موضع رسمی خود را «بایکوت» رفراندوم اعلام کرد کە با توجە بە جبهەبندی‌های مختلف و شرایط موجود، در عمل با رای «آری» بە رفراندوم تفاوتی ندارد.

در همین زمینه

کُردستان و اسرائیل و دایه هاى مهربانتر از مادر/ قهرمان قنبرى


با نزدیک شدن موعد همه پرسى اقلیم کردستان عراق موج مخالفت با آن هم در کشورهاى همسایه شدیدتر میشود. البته نگارنده قصد سلب حق مخالفت و یا موافقت با موضوعى را از کسى ندارم و اصولاً هر کس آزاد است که هر گونه که مى خواهد بیندیشد. اما موضوعى که مهم است این مسله است که آیا اتباع یا دولتهاى ایران و یا ترکیه که ید طولانى در انکار حقوق اقلیتها و خصوصا کردهاى ساکن این کشورها دارند حق دخالت و یا دلسوزى و یا دایه مهربانتر از مادر بودن را براى کردهاى حکومت اقلیم کردستان عراق دارند یا نه؟ البته این مسله روشن است که دایه هاى مهربانتر از مادر نگران تسرى همه پرسى استقلال اقلیم کردستان به حوزه ایران و ترکیه هستند اما به هر نحوى که باشد از ابراز این موضوع أباً دارند و طفره مى روند و سعى مى کنند که این مسله را طورى بیان کنند که این نگرانى خود را بروز ندهند و دلیل اصلى نگرانى خود را سرنوشت مردم کرد عراق بنمایانند. یعنى این افراد ناصادقتر از اردوغان و خامنه اى و وابستگانشان هستند که مصرانه بخاطر اینکه کردهاى ایرانى و ترکیه هم فردا همچنین حقوقى را طلب نکنند بصورت رک و پوست کنده مخالف رفراندم حکومت استقلال کردستان هستند و هر روز مردمان کرد را تهدید مى کنند که همه پرسى را برگزار نکنند. 
یعنى در مقام شخصیت و صداقت انسانى، خامنه اى و اردوغان که به جنایت و بى اخلاقى شهره هستند ارجح تر از کسانى مانند مهاجرانی وزیر امور خارجه دولت اصلاحات هستند که ذات و شخصیت اصلى خود را پنهان مى کنند و با دلسوزى رفراندم استقلال کردستان را توطئه اسرائیل و امریکا مى دانند و در مقام دلسوز مردمان کردستان و منطقه آنها را از انجام رفراندم استقلال برحذر مى دارند. بخاطر اینکه ما همیشه بعنوان مردم تکلیفمان با خونریزانى مانند خامنه اى روشن است اما دوگانه سوزاند مانند مهاجرانى که هم از توبره آخوند مى خورند و هم خرج تحصیل فرزندشان را بیگانه مى پردازد همیشه با گرفتن فیگور انساندوستانه چهره زشت خویش را پنهان مى کنند و بقول معروف مس خود را طلا جلوه مى دهند. در حالى که اولى هر چه باشد معلوم است و اما این دوگانه سوزها مانند بوقلمون هر لحظه رنگ عوض مى کنند و همیشه هم بخاطر چند مشت دلار کارهاى جنایت آمیز امثال خامنه اى را توجیه مى کنند.
نهایتاً، امروز صرف نظر از اینکه ما مخالف این همه پرسى باشیم و یا نباشیم مخالفان غیرکُرد این همه پرسى با گرفتن فیگور انسان دوستانه و دایه مهربإنتر از مادر ایده همه پرسى اقلیم کردستان را نقشه اسرائیل قلمداد مى کنند و با قایم کردن افکار ضد کردى خود در پشت اسرائیل و مهملاتى از قبیل واژه مسخره دمکراسى در عراق سعى مى کنند استقلال کردستان را به ضرر مردمان کرد جـلوه بدهند. در این میان البته اسرائیل و استکبار و اینچنین مهملاتى که بکار بردنش احتیاج به معرفى منبع و رفرنس ندارد بصورت کلیدى نقشى اساسى در مخالفت با ایده برگزارى همه پرسى استقلال کردستان عراق دارد.
اما اسرائیل و استکبارجهانى چیست؟ درست است که اسرائیل کشورى کوچک در خاورمیانه است و منظور ازاستکبار جهانى و امپریالیسم احتمالاً انگلیس و امریکا است، اما در اینجا اسرائیل و امپریالیسم مفهومى سرزمینى را نمى رساند در اینجا وقتى مردمانى عاجز از تفکر و تنبل اندیشه اى وقتى از اسرائیل و امریکا سخن مى گویند منظورشان این است که ما احتیاجى و یا توانایى به یافتن سرمنشاء و علل و عوامل وقوع اتفاق و حادثه اى را نداریم و براى وقوع هر حادثه اى که شاید هم از نظر فیزیکى ربطى به اسرائیل و استکبار نداشته باشد مى توانیم از هر گونه مسولیت و تفکر شانه خالى کنیم و مسولیت همه امور غیرقابل توضیح را به گردن اسرائیل بیندازیم و خود را از شر تفکر خلاص بکنیم. اصولاً ذهنیت ضدیهودى گرى تاریخى مسیحیان و مسلمانان این مسله را براى توده مردم نه قابل قبول بلکه بسیار هم جذاب مى کند. مردمان کشورهاى در حال توسعه اصولاً گرفتارهستند نه به این دلیل که آنها فقر مالى و صنعتى دارند، بلکه مسله اصلى در فقر ذهنى و اندیشه اى آنان است. آنان نه قدرت اندیشه دارند که تا با استدلال و منطق و بصورت علمى ریشه حوادث را کنکاش بکنند و بالاتر از آن حتى جرات این را ندارند که اگر اندیشه کردند و علل وقوع حادثه اى را ریشه در اندیشه و اعمال نادرست خود یافتند مسولیت اعمال نادرست خود را بپذیرند و یا در صدد تصحیح اعمال نادرست خود باشند. اسرائیل و غرب موردى آماده براى یافتن سرمنشا همه عوامل مجهول تاریخى هستند. در عصر قدیم که بت پرستى رواج داشت مردمان آن عصر وقتى اتفاقى ناگوار برایشان مى افتاد و از هضم و یافتن سرمنشا این حوادث عاجز بودند، با چوبدستى به جان بت و خداى خود مى افتادند و او را بجرم سرمنشا و فاعل فعلى که اتفاق افتاده تنبیه مى کردند. بعدها که دوگانه خوب و شر که در خدا و شیطان نمود پیدا کرد پدیدار شد مردمان هر نوع اتفاقى را که عاجز از یافتن سرمنشا آن بودند و یا قدرت تفکرشان قادر به یافتن سرمنشا حوادث اتفاق افتاده نبود را به شیطان و قسمت نسبت مى دادند. خوشبختانه مردمان امروز تا جایى باور پیدا کرده اند که شیطان و خدا و نیروهاى ماوراء طبیعى تا حدى کشک است و آنها باید عوامل زمینى را براى علل اتفاق حوادث زمینى بیابند و بدین خاطر امروزه آنها اسرائیل و آمریکا و غرب را جایگزین بت و شیطان کرده اند.
مثلاً بعد از نزدیک به چهل سال که از انقلاب پنجاه و هفت ایران مى گذرد عده عدیدى از کسانى خود نقش اساسى در پیروزى این انقلاب داشتند حتى نقش اساسى خود را فراموش مى کنند و همراه با سلطنت طلبان همصدا مى شوند که این انقلاب نتیجه کنفرانس گودالوپ و امریکا و غرب بود. در اینجا البته میشود پرسید که قربان شما که خودت زندان رفتى، رفیقانت کشته شده اند و هزار مدل هزینه مادى و معنوى دادید: آیا شما برگ چغندر بودید؟ یا مثلاً در ترکیه شاید صددرصد مخالفین مبارزین کردها اعتقاد دارند که پ ک ک توطئه اسرائیل و امریکا براى زمین زدن و فروپاشاندن ترکیه است و حکومت هم همیشه این ایده را تبلیغ کرده و بال و پر داده است، در حالى که بدون تکنولوژى و کمک هاى امنیتى اسرائیل و امریکا و غرب اصولاً ترکیه قادر به زمین زدن پ ک ک نبود و مثلاً دستگیرى رهبر پ ک ک عبدالله اوجالان به فرماندهى سازمان جاسوسى امریکا انجام شد.
در اینجا نگارنده در مقام طرفدارى از اسرائیل و امریکا و یا مقام مخالفت با این دولتها نیستم و یا قصد تطهیر اعمال این دولتها را ندارم که مسله خود احتیاج به تحقیقى عمیق و اساسى دارد و اصولاً خودم با مطالعات پراکنده صددرصد معتقد به نقش منفى قدرتهاى بزرگ در دخالت در امور داخلى کشورهاى جهان سوم هستم. اما مسله اساسى در این است که در سیاست منطقه ما آنقدر هر چیزى را به اسرائیل و امریکا ربط داده اند که اصولاً شور این مسله در آمده است و آنقدر این مسله تکرار شده است که اگر این دولتها فردا طى تحقیقى مستند و معتبر بجرم دخالت در امور داخلى کشورهاى منطقه محکوم بشوند آنقدر تابحال راست و دروغ قاطى هم شده است که کسى حتى مدارک معتبر این دخالت را هم باور نخواهد کرد. کسانى که اسراییل و غرب را مشوق و باعث و بانى ایده استقلال کردستان عراق مى دانند باید از پشت این ماسک بیرون بیایند و اگر واقعاً مدرکى در این زمینه دارند رو بکنند. اینکه مقامى از اسرائیل ایده استقلال کردستان را امرى مثبت قلمداد بکند این البته بمعنى توطئه اسرائیل براى تجزیه عراق نیست. اسرائیل هم دولتى است که منافعى دارد و مقاماتش بسته به منافعشان سخنانى را مى گویند. جالب است که اسرائیل هر چه قدر بد باشد لااقل چندین برابر مترقى تر از داعش شیعه جمهورى اسلامى ایران است و این ادعا کنندگان همیشه شناسنامه بدست در صف سفارت جمهورى اسلامى آماده راى دادن به رژیم ماقبل تاریخ هستند که اصولاً چیزى بنام راى دادن را قبول ندارد. البته اگر هم مدرکى براى ارایه ندارند مى توانند به جلد اصلى خود برگردند و اگر دلیل و استدلالى شخصى در مخالفت با این همه پرسى استقلال دارند با دلیل و استدلالى که قلباً باور دارند مخالفت خود را ابراز بکنند.
یعنى فعل همه پرسى از این مسله نشات مى گیرد که موافقان با فکر و استدلال و با عطف به باورهاى خود موافقت خود را با امرى اعلام مى کنند و در مقام موافق راى جمع مى کنند و مخالفان هم با عطف به باور و اندیشه خود مخالفت خود را ابراز مى کنند و مردم را به مخالفت با امرى که نمى پسندند تشویق مى کنند. یعنى مخالفت با استقلال کردستان عراق امرى ناپسند نیست و این حق هر کسى است که مخالف باشد و یا موافق باشد: اما نکته مهم تر این است که طرفین صداقت لازم را داشته باشند نه نقش دایه مهربان را بازى بکنند که کردها احتیاجى به دایه مهربان ندارند و نه در پشت الفاظ بى معنى و بى سندى مانند توطئه اسرائیل و غرب پنهان بشوند.
نکته دیگر در ادامه این بحث این است که آیا ما در اینجا بعنوان اتباع ایران چقدر محق به دخالت در امور عراق و کردستان عراق هستیم. در قدم اول این نکته روشن است که ما بطور مستقیم چون اجازه شرکت در رفراندم را نداریم نمى توانیم بصورت اصلى در بحث شرکت کرده و یا در آن تاثیرگذار باشیم و نه به زبانى مى نویسیم که اتباع حکومت اقلیم کردستان مطالب ما را بخوانند و مثلاً نوشته ما تاثیرى کوچک و یا بزرگ در شکل دهى افکار عمومى کردستان عراق داشته باشد. خوب یا بد بجز اتباع حکومت اقلیم خودمختار کردستان سواى مذهب و زبانشان کسى اجازه شرکت در این همه پرسى را ندارد، یعنى ما مخالفت و موافقت ما در مرحله اول نه تاثیرى بر انتخابات مى گذارد و نه کسى در اقلیم براى مخالفت و موافقت ما تره خرد مى کند و یا اصولاً این موافقت و یا حتى مخالفت ما حتى دیده هم نمى شود. یعنى بهتر است این واقعیت دولتها و مرزهاى قراردادى را تا حدى محترم بشماریم و در این توهم نباشیم که ما قادر به تعیین سرنوشت مردمان اقلیم کردستان هستیم. آنها خود سرنوشتشان را تعیین خواهند کرد و تنها آنها هستند که باید براى سرنوشت و آینده خود تصمیم بگیرند.
اما در مرحله دوم این مسله براى ما بصورت غیرمستقیم شدید تاثیرگذار است و اصولاً پشت سر همه این موافقت و مخالفتها این تاثیرگذارى مد نظر موافقان و مخالفان است. روشن است که کشور ایران هم درگیر مسله ملیتها و مسله نابرابرى قومى و مذهبى است و شاید در آینده این مسله در مورد ایران هم صدق بکند و ملیتهایى خواهان همه پرسى براى تعیین سرنوشت خود بشوند. سواى اینکه این مسله چقدر احتمال وقوع دارد و چقدر نامحتمل است موضوعى است که کسى جوابى روشن براى آن ندارد، اما این مسله روشن است که مسله ملیتهاى غیرفارس-غیرشیعه موضوعى است که امروزه دغدغه تعداى از شهروندان ایران در مقام مخالف و موافق است و مخالفان همه پرسى کردستان هم اکثراً با عطف به این مسله بقول معروف گربه را دم حجله مى کُشند و با این طریق مخالفت خود را بنوعى با هر گونه ایده همه پرسى بصورت عام اعلام مى کنند. البته همانطور که در بالا خاطرنشان کردم مخالفت با این مسله تابو نیست، اما لازم است که مخالفان از پشت نقابى که به چهره خود زده اند بیرون بیایند و صادقانه نیت اصلى خود را با عطف به مسایل داخلى ایران با مردم در میان بگذارند تا بلکه بیشتر تاثیرگذار بشوند.

۱۳۹۶/۰۶/۳۰

اقلیم كردستان با چه وضعیتی به پیشواز رفراندوم استقلال می‌رود؟ عمار گلی/ روزنامه نگار

بی بی سی: کمتر از یک هفته مانده به برگزاری رفراندوم استقلال اقلیم ککردستان و تلاش های بین المللی برای راضی کردن مقام های ارشد کردستان برای تعویق زمان برگزاری همه پرسی تا کنون راه به جایی نبرده است. در طول روزها و هفته های گذشته ضمن بررسی و تحلیل همه پرسی استقلال اقلیم کُردستان از زوایای گوناگون سعی شده است بر تبعاتی که چنین تصمیمی می تواند برای منطقه به همراه داشته باشد و اینکه آیا اصولا خاورمیانه و کشورهای درگیر مسئله کُرد (خصوصا ایران و ترکیه) برای طلوع آفتاب یک دولت- ملت دیگر آماده هستند بحث شده است.
تمرکز بر تبعات بین المللی و همچنین موج رسانه ای هواداران برگزاری همه پرسی در اقلیم کُردستان نظرها را از وضعیت داخلی اقلیم دور کرده و اینکه فارغ از تمام ناهمواری های موجود آیا این منطقه برای تبعات ناشی از این تصمیم آماده است؟
حق نشر عکسAFP
Image captionبسیاری از منتقدان احزاب حاکم و بارزانی را متهم بە تحریک احساسات ملی شهروندان اقلیم کُردستان از طریق برگزاری رفراندوم بە هدف جبران کاهش احتمالی آرا خود در انتخابات می کنند. همزمان زمزمەهایی از توافق دو حزب حاکم برای تعویق دو سالە انتخابات پارلمان شنیدە می‌شود

خواست برگزاری رفراندوم

استقلال و برگزاری رفراندوم در اقلیم کُردستان دارای سابقه ای به درازای تشکیل دولت مدرن عراق است. از زمان بروز نارضایتی جناح ‘مکتب سیاسی’ حزب دمکرات کردستان عراق و جدایی و تاسیس اتحادیه میهنی کُردستان، حق تعیین سرنوشت تبدیل به یکی از شعارهای اصلی این حزب جدید می‌شود. شعاری کە در سال‌های ١٩٩١ و ٢٠٠٥ بە همه پرسی غیرالزام‌آور سپرده شد و از سوی مردم با استقبال قابل توجهی (رای بیش از ٩٥ درصد) روبرو شد.
پس از اشغال عراق و روی کار آمدن دولت ‌مالکی، اختلافات سیاسی-اقتصادی میان اقلیم و دولت مرکزی بر سر مسائلی نظیر استخراج و فروش مستقل نفت، اجرا نکردن ماده ۱۴۰ و همچنین حوزه اختیارات دولت مرکزی موجب شده کە مقام‌های اقلیم در چند نوبت مساله جدایی و استفادە از ‘حق تعیین سرنوشت’ را بە طور جدی مطرح کنند.
علیرغم تلاش های صورت گرفته و چندین دور گفتگو و مذاکره بی‌نتیجه میان مقام‌های اقلیم و دولت مرکزی، این اختلاف‌ها تبدیل به یکی از عوامل اصلی عزل مالکی و روی کار آمدن دولت حیدر عبادی شد. این اختلافات در دولت عبادی نیز به تفاهم منجر نشد و استفاده از کارت همه پرسی استقلال تبدیل بە یکی از گزینه های همیشه حاضر بر روی میز سیاستمداران اقلیم شد. اگرچه در سایه جنگ مشترک با داعش لایه نازکی از تفاهم بر روی این اختلاف‌ها کشیده شد، اما حضور نیروهای پیشمرگ در مناطق کردنشین بیرون از حوزه اداری اقلیم (نظیر کرکوک، خانقین، مندلی و …) دورنمای اوج گرفتن تخاصم را نشان می‌داد.
بیشتر بخوانید:
پس از شنیده شدن زمزمه های بازگشت دوباره مالکی بە قدرت، بارزانی در ژانویه ۲۰۱۷ تهدید کرد در صورت بر سر کار آمدن و نخست وزیر شدن مالکی برای سومین بار ” بی‌درنگ و بدون رایزنی با کسی” اعلام استقلال خواهد کرد. او همچنین پیشتر اعلام کرده بود کە پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا راسا اقدام به برگزاری همه پرسی خواهند کرد، وعده ای که البته محقق نشد. اصرار بر برگزاری همه پرسی استقلال از سوی بارزانی و شماری از رهبران اتحادیه میهنی کُردستان یک ماه پیش از برگزاری انتخابات پارلمان و ریاست اقلیم و همچنین در سایه مخالفت های آشکار بین المللی و داخلی در حالی است که تا این لحظه دورنمای مشخصی از اهداف و مسیر استقلال از سوی اقلیم کُردستان ترسیم نشده و تنها شاهد تکرار وعده هایی برای بهبودی اوضاع پس از برگزاری رفراندوم و همچنین تاکید بر بازگشت به بغداد برای آغاز دور جدید گفتگوها هستیم.

نفت و زیر ساخت های ضعیف اقتصادی

اقلیم کُردستان عراق با مساحتی حدود ۷۸ هزار کیلومتر (شامل مناطق مورد منازعه) و جمعیتی بیش از پنج و نیم میلیون نفر بر یکی از غنی ترین منابع نفتی خاورمیانه واقع شده و اقتصادش به مانند عراق به دلیل عدم وجود زیرساخت های لازم اقتصادی و تولیدی و جنگ های پی درپی به شدت به دلارهای نفتی وابسته است. بیش از ۸۰ درصد نیازهای کشاورزی، غذایی، دارویی و لجستیکی اقلیم کُردستان از دیگر کشورها وارد شده و اقتصاد آن از پشتوانه و توان تولیدی بسیار پایینی برخوردار است.
از آغاز فروش مستقل نفت توسط اقلیم کُردستان از اوایل ۲۰۱۵ و قطع سهم ۱۷ درصدی بودجه اقلیم کُردستان در دسامبر ۲۰۱۴، درآمدهای اقلیم کُردستان به شدت کاهش یافته و علیرغم صدور روزانه حدود یک میلیون بشکه نفت از طریق بنادر ترکیه حکومت اقلیم با کسری شدید بودجه مواجه شده و قادر به تامین هزینه های اجرایی، بازپرداخت قروض و حتی تامین بودجه برای پرداخت حقوق و مزایای کارمندان دولت نیست. از آغاز بروز این بحران حکومت اقلیم برای کاهش کسری بودجه و با همکاری بانک جهانی سیاست ریاضت اقتصادی و کاهش هزینه ها در بخش های خدماتی اعمال کرده است.
یکی از بحث برانگیزترین اقدامات صورت گرفته اعمال سیستم “ذخیره حقوق و مزایا” است که بر اساس آن حکومت اقلیم تنها یک چهارم حقوق کارمندان و بازنشستگان را پرداخت کرده و باقیمانده حقوق کارمندان تا بازگشت ثبات اقتصادی نزد حکومت پس انداز می شود. قشر کم درآمد و آسیب پذیر که تا پیش از این از خدمات درمانی و حمایت های مالی برخوردار بود اکنون با کاهش حقوق و خدمات بیشترین آسیب را در طول دو سال گذشته دیده و علیرغم اعتراض های صورت گرفته به نظر نمی رسد که در کوتاه مدت پایانی برای سیاست های ریاضتی اقلیم کُردستان متصور بود.
از سوی دیگر بدهی هنگفت اقلیم کُردستان به بانک ها، شرکت های استخراج نفت و همچنین پیمانکاران نیز یکی دیگر از بحران هایی است که گریبانگیر اقتصاد مصرفی اقلیم شده است. بر اساس آمارهای منتشر شده توسط نماینده های عضو پارلمان اقلیم کُردستان بدهی حکومت اقلیم تا پایان سال ۲۰۱۶ بالغ بر ۲۸ میلیارد دلار است. علاوه بر این حتی اگر فروش نفت اقلیم پس از برگزاری رفراندوم ادامه یابد نیز، ایران و ترکیه با عملیاتی کردن تنها بخشی از تهدیدهای خود و مسدود کردن پایانه های مرزی و جلوگیری کردن از صادرات اقلام ضروری به اقلیم می توانند اقلیم کُردستان را بیش از پیش تحت فشار بگذارند.
علاوه بر این فساد لجام گسیخته اقتصادی، عدم شفافیت در میزان درآمدهای نفتی و عواید حاصله از معابر مرزی که خود نیز بخشی از اختلافات موجود میان بغداد و اربیل است بر ابهام های موجود در خصوص آینده اقلیم کُردستان بر این منطقه سایه افکنده است. طرفه اینکه وعده بهبود شرایط از سوی کسانی مطرح می شود که از ۲۷ سال پیش تا کنون زمام امور را در دست داشته و بیش از هر فرد و گروه دیگری خود عامل به وجود آمدن وضع موجود هستند.

مشروعیت سیاسی و تعلیق دموکراسی

وضعیت سیاسی در اقلیم کُردستان مانند وضعیت اقتصادی آن بسیار آشفته و آینده رقابت سیاسی در سایه استفاده حزب دموکرات کُردستان و اتحادیه میهنی از قوه قهریه برای برقراری توازن قوا و تداوم حضورشان در دستگاه حاکمه بسیار ناروشن است. در پی تلاش چهار حزب اصلی پارلمان اقلیم کُردستان برای تغییر سیستم حاکم بر اقلیم و همچنین پایان یافتن دوره قانونی ریاست بارزانی، حزب دموکرات کُردستان برای ممانعت از تصمیم گیری پارلمان در این رابطه با بکارگیری قوه قهریه از ورود رئیس پارلمان به اربیل جلوگیری کرده و وزرای جنبش تغییر را نیز از کابینه اخراج کرد.
حزب دمکرات کردستان تلاش های قانونی در پارلمان برای تدوین قانون اساسی اقلیم و تغییر سیستم از ریاستی به پارلمانی را کودتا علیه بارزانی نامید. پارلمان در نهایت هفته گذشته با توافق با اتحادیه میهنی و صرفا برای تصویب طرحی در راستای قانونی کردن برگزاری رفراندوم و مشروعیت بخشیدن به ‘شورای عالی رفراندوم’ به ریاست بارزانی بدون حضور رئیس پارلمان و فراکسیون های جنبش تغییر، جماعت اسلامی و شماری از نمایندگان اتحادیه میهنی تشکیل جلسه داد و طرح یاد شده را بدون شور و بررسی به رای گذاشت.
اگرچه توافقی اصولی در خصوص اصل حق تعیین سرنوشت و مراجعه به آرای شهروندان و برگزاری رفراندوم در اقلیم کُردستان وجود دارد، اما دست کم دو حزب جنبش تغییر و جماعت اسلامی و بخشی از بدنه و رهبری اتحادیه میهنی ضمن نامشروع خواندن شورای رفراندوم و عدم مشارکت در جلسات آن خواستار تعویق رفراندوم شده و تاکید می کنند که پیش از هرکاری باید وضعیت اقتصادی شهروندان بهبود یابد و به اختلاف های سیاسی پایان داده شود.
بسیاری از منتقدان احزاب حاکم و بارزانی را متهم به تحریک احساسات ملی شهروندان اقلیم کُردستان از طریق برگزاری رفراندوم بە هدف جبران کاهش احتمالی آرا خود در انتخابات می کنند. همزمان زمزمه هایی از توافق دو حزب حاکم برای تعویق دو سالە انتخابات پارلمان شنیدە می‌شود.
کردستانحق نشر عکسREUTERS
Image captionبسیاری از منتقدان احزاب حاکم و بارزانی را متهم به تحریک احساسات ملی شهروندان اقلیم کُردستان از طریق برگزاری رفراندوم بە هدف جبران کاهش احتمالی آرا خود در انتخابات می کنند. همزمان زمزمه هایی از توافق دو حزب حاکم برای تعویق دو سالە انتخابات پارلمان شنیدە می‌شود

یک اقلیم و دو ارتش

در سه سال گذشته نیروهای پیشمرگه کارنامه قابل دفاعی در مقابله با حملات داعش داشته اند و همچنین وزنه ای قابل اتکا برای حفظ توازن مواجهه با سیاست های مداخله گرایانه بغداد بودەاند، با این حال این نیرو از انسجام کامل برخوردار نبوده و بیش از آنکه تابع فرامین حکومتی باشد بر تصمیمات حزبی متکی است. این دو نیرو به دو حوزه تحت نفوذ اتحادیه میهنی و حزب دموکرات تقسیم شده است و در نزاع ها و اختلاف های داخلی بی طرف نبوده و همچون بازوی اعمال قدرت این دو حزب در شرایط حساس و برای بازگرداندن هژمون سیاسی به یکی از این دو جریان سیاسی عمل می کنند. وجود دو نیروی نظامی عملا اقلیم کُردستان را بە دو منطقه از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تقسیم کرده است.
نیروهای پلیس و نهادهای اطلاعاتی نیز در اقلیم بر اساس جغرافیای حوزه نفوذ تقسیم بندی شده و مداخله دیگر احزاب باید با توجه به حساسیت های حزب صاحب قدرت در این منطقه باشد. طبق تقسیمات صورت گرفته پس از پایان جنگ داخلی در اقلیم کُردستان در ۱۹۹۸، حزب دموکرات کُردستان حزب حاکم در استان های اربیل، دهوک و از پس از یورش داعش در شنگال و شمال استان نینوا است. در مقابل تمام نهادهای امنیتی در استان های سلیمانیه، کرکوک، شمال استان دیاله و صلاح الدین تحت فرماندهی اعضای اتحادیه میهنی کُردستان عراق هستند. این دو حزب علاوه بر تضمین تداوم حضور خود در حاکمیت از این اهرم فشار برای تسلط و تقسیم منابع مالی از جمله میادین نفتی و معبرهای مرزی نیز بهره جسته اند. به عنوان مثال اکثر میادین نفتی و گازی اقلیم کُردستان در حوزه نفوذ اتحادیه میهنی در استان های کرکوک و دیاله واقع شده اند، با این حال این حزب بدون همکاری و هماهنگی با حزب دموکرات کُردستان قادر به صدور و فروش نفت از طریق خاک ترکیه نیست.
اگرچه در دوران وزارت “مصطفی سید قادر” و هچنین مشاوره کشورهای عضو ائتلاف جهانی علیه داعش تلاش هایی برای اتحاد نیروهای پیشمرگه صورت گرفته است، با این حال تاکنون چنین اتحادی میسر نشده و با توجه به اختلاف های سیاسی چشم انداز روشنی نیز برای چنین اتحادی را نمی توان متصور بود. طرفه اینکه یکی از دلایل اصلی عدم تسلیح مستقیم و بی واسطه نیروهای پیشمرگه از سوی ائتلاف در جریان جنگ علیه داعش نبود انسجام و فرماندهی واحد در حکومت اقلیم بوده و بیم آن می رود که کمک سالانه ۴۵۰ میلیون دلاری آمریکا به نیروهای پیشمرگه پس از برگزاری یکجانبه رفراندوم استقلال قطع شود؛ مسئله ای که می تواند بر توان نظامی اقلیم کُردستان تاثیر زیادی بگذارد.
با توجه به وضعیت فعلی و همچنین علی رغم امیدواری رهبران کارزار رفراندوم برای پذیرش واقعیت جدید منطقه، به نظر نمی رسد که حکومت بدون همراهی دست کم قدرت های بین المللی و درجه ای از رسمیت بین المللی آمادگی لازم را برای قبول تبعات ناشی از برگزاری رفراندوم استقلال احتمالی را داشته باشد. تبعاتی که از هم اکنون آثار آن بر سیمای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اقلیم مشهود بوده و بیم آن می رود که دستاوردهای کنونی را نیز با مخاطره مواجه کند.
بخشی از مطبوعات داخلی و مخالفان رفراندوم در اوضاع کنونی کردستان عراق هشدار می‌دهند کە در صورت دست کم گرفتن تهدیدهای منطقه ای و بین‌المللی و حتی تهدید آمریکا مبنی بر قطع حمایت و همکاری، شرایط اقتصادی و اجتماعی اقلیم را به پیش از سقوط رژیم بعث بازگرداند. این منتقدین بر این باورند کە باید با جدیتی فراتر از وضع موجود، شرایط سیاسی، اقتصادی و نظامی اقلیم کردستان را بە گونه ای ارتقا داد کە هم از تنش‌های احتمالی بعد از استقلال کاست، و هم پروسه استقلال بە تشکیل یک کشور مستقل با حاکمیتی دمکراتیک و نه حزبی و موروثی منجر شود.

رفراندوم استقلال کردستان؛ تحقق یا شکست رویایی تاریخی؟ شاهد علوی/ روزنامه نگار

گفته می‌شود تاسیس یک دولت مستقل کردی از رویاهای تاریخی کُردهاست. اکنون به نظر می‌رسد با برگزاری نشست پارلمان اقلیم کردستان پس از نزدیک به دو سال تعطیلی غیرقانونی و رای این پارلمان به برگزاری رفراندوم غیر الزام‌آور استقلال کردستان عراق در ۲۵ سپتامبر(۳ مهرماه)، شمارش معکوس برای برداشتن گام بزرگ اول برای تحقق این رویا آغاز شده است.
حق نشر عکسAFP
Image captionرفراندوم کردستان نتوانسته است موافقت و پشتیبانی داخلی (داخل عراق)، منطقه‌ای و بین‌المللی چندانی کسب کند
اما این رفراندوم نتوانسته است موافقت و پشتیبانی داخلی (داخل عراق)، منطقه‌ای و بین‌المللی چندانی کسب کند و علاوه بر ابراز ناخشنودی و حتی تهدید دولت مرکزی عراق و دو کشور همسایه ایران و ترکیه علیه اقلیم کردستان حتی در داخل اقلیم کردستان و بخش‌های دیگر کردستان هم برخی جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی به دلایل متفاوتی مخالف زمان و شیوه برگزاری رفراندوم هستند.
در این یادداشت می‌کوشم تصویری از استدلال‌های مخالف رفراندوم استقلال کردستان به دست بدهم و این‌که موافقان رفراندوم چه پاسخی به این استدلال‌های مخالف می‌دهند. 
مخالفت‌های کردها با این رفراندوم ناظر به شیوه و زمان برگزاری آن و احتمال سواستفاده حزبی از نتایج آن و آماده نبودن همه مناطق مورد مناقشه جدا افتاده از اقلیم کردستان برای شرکت در رفراندوم است. این دسته از مخالفان می‌گویند در شرایطی که اقلیم کردستان به شیوه‌ای نه چندان دمکراتیک اداره می‌شود، پارلمان اقلیم کردستان به دلیل اختلافات سیاسی و با اعمال قدرت حزب دمکرات کردستان عراق نزدیک به دو سال تعطیل بوده و دوره قانونی ریاست مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان نیز از بیش از دو سال پیش به پایان رسیده است، فساد اداری و اقتصادی و بدهی خارجی در اقلیم در حد بسیار بالایی است و زیرساخت‌های اقتصادی و سیاسی مناسب برای استقلال کردستان آماده نیست، برگزاری رفراندوم تنها حرکتی است برای گمراه کردن افکار عمومی در اقلیم و کم کردن از بار فشار نارضایتی‌ به شیوه اداره اقلیم و استفاده از نتایج رفراندوم همچون کارت فشار در برابر دولت مرکزی عراق.
این مخالفان همچنین معتقدند با توجه به مخالفت دولت مرکزی عراق با برگزاری رفراندوم و در نتیجه بیرون ماندن بخشی از مناطق کردنشین خارج از اقلیم از پروسه رفراندوم در این زمان خاص، به جدا شدن همیشگی آن مناطق از کردستان مشروعیت خواهد بخشید.
بیشتر بخوانید:
طرفداران برگزاری رفراندوم در پاسخ به این نگرانی‌ها و انتقادها ضمن تائید کاستی‌های دمکراتیک در ساختار قدرت حاکم در اقلیم کردستان، استدلال می‌کنند که در اکثریت نمونه‌های تاریخی تشکیل دولت-ملت‌های مدرن در چند سده اخیر، دولت‌های نوپا در زمان تاسیس فاقد زیرساخت‌های ابتدایی بوده‌اند و به تدریج و پس از کسب استقلال گام در راه توسعه زیرساخت‌های اقتصادی و دستگاه‌های اداری برداشته‌اند و اقلیم کردستان با همه کاستی‌هایش بسیاری از زیرساخت‌های و نهادهای دولت مدرن را در درون خود دارد. این دسته همچنین استدلال می‌کنند که هیچ تضمینی وجود ندارد در صورت تدوام وضعیت فعلی، در کوتاه مدت شاخصه‌های دمکراتیک مورد نظر مخالفان رفراندوم در اقلیم کردستان تامین شود و تلاش برای بهبود این شاخصه‌ها در یک چارچوب سیاسی مستقل هم ممکن است و اصولا منوط کردن رفراندوم به پیش‌زمینه‌های دمکراتیک در منطقه‌ای خشونت زده و ملتهب، تعویق به امر محال است.
موافقان همچنین استدلال می‌کنند که حتی اگر نتیجه رفراندوم تنها همچون کارت بازی در مذاکرات اقلیم کردستان با حکومت مرکزی عراق مورد بهره‌برداری قرار گیرد، این بازی در نهایت به نفع کرد در عراق تمام خواهد شد و نتایج این همه‌پرسی هم با توجه به توقعی که در افکار عمومی ایجاد کرده و البته مشروعیتی که از رای مردم کسب شده است در نهایت مسئولان اقلیم را وادار خواهد کرد به سمت فراهم کردن زمینه‌ها و شرایط جدایی از عراق و استقلال گام بردارند.
در پیوند با بخش‌های مورد مناقشه خارج از اقلیم کردستان هم موافقان رفراندوم می‌گویند در ۲۵ سال گذشته، هیچگاه این میزان از مناطق کردنشین خارج از اقلیم کردستان در کنترل حکومت اقلیم نبوده است و با توجه به قدرت گیری مجدد دولت مرکزی عراق، حشد شعبی و دیگر گروه‌های شبه نظامی وابسته به دولت مرکزی عراق و زیر نفوذ ایران، تضمینی وجود ندارد که در زمان برگزاری رفراندوم در آینده‌ای نامعلوم، این مناطق همچنان تحت کنترل کردها باشند.
دولت مرکزی و حکومت‌های ایران و ترکیه هم این رفراندوم را نامشروع و غیرقانونی دانسته و پیامدهای آن را برای اقلیم کردستان، کردها و “ملت عراق” و همچنین امنیت عراق و منطقه زیانبار می‌خوانند. آن‌ها استدلال می‌کنند که برابر با قانون اساسی عراق، اقلیم کردستان و یا هیچ منطقه دیگری از عراق حق ندارد به صورت یکجانبه و بدون کسب موافقت حکومت مرکزی عراق، رفراندوم استقلال برگزار نماید و مسئولان اقلیم در صورت برگزاری رفراندوم قانون اساسی عراق را زیر پا گذاشته و باید منتظر عواقب آن هم باشند. این حکومت‌ها همچنین معتقدند این رفراندوم می‌تواند موجب ناامنی بیشتر در منطقه شده و به بی‌ثباتی سیاسی درازمدت داخل عراق و در مرزهای این کشور با کشورهای همسایه دامن بزند. آن‌ها می‌گویند مسئولان اقلیم کردستان “شرایط سیاسی خاص منطقه و حساسیت اوضاع را درک نمی‌کنند” و با اقدامات تحریک‌آمیز به بی‌ثباتی در منطقه دامن می‌زنند و در نتیجه مسئول ناامنی و جنگ و خونریزی احتمالی پیامد آن خواهند بود.
کردستانحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionدر حال حاضر، اقلیم کردستان به صورت دوفاکتو دارای استقلال است، رفراندوم ۲۵ سپتامبر گام نخست برای بدل کردن این حاکمیت دوفاکتو به یک دولت رسمی مستقل است.
مسئولان اقلیم کردستان در مقابل استدلال می‌کنند که این دولت مرکزی عراق بوده که با اقداماتی همچون خودداری از فراهم کردن مقدمات اجرای اصل ۱۴۰ قانون اساسی برای تعیین تکلیف کرکوک و سایر مناطق مورد مناقشه دولت مرکزی و اقلیم کردستان، قطع پرداخت سهم ۱۷ درصدی اقلیم از بودجه سراسری، عدم پرداخت حقوق کارکنان حکومت محلی و همچنین خودداری از تجهیز نیروهای پیشمرگه (که موجودیت‌شان در قانون اساسی به رسیمت شناخته شده است) برای جنگ با داعش، روند زیرپاگذاشتن قانون اساسی را شروع کرده است و اکنون کار به جایی رسیده است که دیگر توسل به این قانون اساسی از نظر اقلیم کردستان و ملت کرد در عراق پذیرفتنی نیست.
مسئولان اقلیم کردستان همچنین می‌گویند با استناد به امنیت و ثبات سیاسی بالای اقلیم در تمام سال‌هایی که سایر مناطق عراق به شدت ناامن بوده، این تصور که متاثر از برگزاری رفراندوم و یا احتمال مستقل شدن کردستان، این منطقه ناامن شده، تصوری نادرست است و نیروهای پیشمرگه اقلیم کردستان در مرزهای این اقلیم و نیروهای امنیتی در داخل آن کارنامه موفقی از برپایی و حفظ امنیت دارند و نه رفراندوم و نه استقلال قابل تصور متعاقب آن نمی‌تواند تغییری در این توانایی و وضعیت ایجاد کند.
موافقان رفراندوم مدعی هستند آن‌چه حکومت‌های همسایه را نگران کرده است تسری علایق استقلال طلبانه به کشورهای آنهاست و راه‌حل آن هم نه در تعویق و منحل کردن رفراندوم استقلال کردستان که در حل زمینه‌های داخلی میل به استقلال طلبی در اقلیت کُرد این کشورهاست. مسئولان اقلیم کردستان عراق با تاکید بر تمایل‌شان بر ادامه همکاری‌های اقتصادی، سیاسی و حفظ امنیت مرزی با دو کشور همسایه و با دولت مرکزی عراق استدلال می‌کنند که بی‌ثباتی سیاسی نه پیامد اجتناب ناپذیر این رفراندوم که در صورت وقوع، ناشی از عدم پذیرش نتایج رفراندوم و تلاش برای بی‌اعتبار کردن نتایج آن از سوی دولت مرکزی عراق با توسل به زور است چون تنها در این حالت است که اقلیم کردستان برای حراست از اراده و انتخاب در عراق به اسلحه متوسل خواهد شد.
مسئولان اقلیم معتقدند که تلاش‌های برای حفظ عراق یکپارچه در چارچوب یک حکومت فدرالی به شکست انجامیده است و اکنون به نظر می‌رسد هیچ آلترناتیو دیگری برای حفظ یکپارچگی عراق وجود ندارد.
طرفداران رفراندوم همچنین می‌گویند تجربه انفال، حلبچه و نسل‌کشی از سوی دولت عربی/بعثی عراق چنان اثری در حافظه جمعی ملت کرد در عراق داشته است که در نهایت تصور ادامه حیات سیاسی آن‌ها در عراق یکپارچه را در بلندمدت غیرممکن ساخته است.
آن ها می‌گویند هیچ تضمینی وجود ندارد که دولت مرکزی عراق که اکنون بیش از پیش تحت نفوذ حکومت ایران است و نیروهای شبه نظامی وابسته به ایران در آن قدرت زیادی یافته‌اند پس از اتمام کار با داعش علیه اقلیم کردستان وارد عمل نشوند.
این نگرانی از آن جهت موجه می‌نماید که بنا بر برخی گزارش‌های عفو بین‌الملل نیروهای حشد شعبی در مناطق سنی نشین آزاد شده از چنگ داعش به جنایت جنگی و کشتار شهروندان سنی غیرمسلح متهم شده‌اند. کردهای حامی رفراندوم معتقدند که تشکیل کشور مستقل کردستان در عراق تنها راهی است که می‌تواند خطر تکرار جنایت علیه کردها و تلاش برای پاکسازی قومی آن‌ها را غیرممکن سازد
آمریکا و برخی از همپیمانانش در ائتلاف بین‌المللی علیه داعش نیز استدلال می‌کنند که رفراندوم استقلال کردستان در این مقطع موجب می‌شود تنش‌های بین دولت مرکزی و اقلیم کردستان افزایش یافته و همین می‌تواند باعث انحراف توجه‌ها از جنگ با داعش شده و شکست نهایی داعش را به تاخیر بیندازد یا حتی فضایی برای قدرت گیری دوباره این گروه داخل عراق ایجاد کند.
مسئولان اقلیم کردستان در مقابل می‌گویند برگزاری رفراندوم و حتی استقلال احتمالی کردستان در پیامد این رفراندوم، تاثیری در تعهد آن‌ها به جنگ با داعش و تدوام همکاری همه جانبه با ائتلاف بین‌المللی ضد داعش ایجاد نمی‌کند. کردها همچنین استدلال می‌کنند که استقلال کردستان اراده آن‌ها را برای تداوم جنگ با افراطی‌گری که سکولاریسم کردها را برنمی‌تابد و خطری بزرگ برای یک کردستان مستقل است، راسخ‌تر می‌کند و آنچه می‌تواند برگزاری رفراندوم را به تهدیدی برای تداوم و تمرکز جنگ علیه داعش بدل کند نه خواست کردها که سیاست واکنشی طرف‌هایی است که رفراندوم را تهدید تلقی می‌کنند. لذا ضروری است کشورهایی که نگران تاثیر منفی رفراندوم بر جنگ علیه داعش هستند با طرف‌ مخالف رفراندوم وارد مذاکره و تعامل شود.
در نهایت، طرفداران رفراندوم معتقدند دولت‌ مرکزی فعلی عراق و سایر طرف‌هایی که ممکن است به بهانه برگزاری رفراندوم و احتمال استقلال کردستان، خشونت و سرکوب را به کردها تحمیل کنند مسئول بدتر شدن اوضاع در این منطقه خواهند بود.
اما یکی از استدلال‌هایی که تقریبا همه مخالفان غیر کُرد برگزاری رفراندوم بر روی آن توافق نظر دارند نقض قوانین بین‌المللی و منشور ملل متحد در نتیجه برگزاری رفراندوم استقلال کردستان است. بنا بر این استدلال، اقلیم کردستان حق ندارد رفراندوم یکجانبه استقلال برگزار کند چون حاکمیت ملی عراق را نقض می‌کند و در صورت استقلال هم، تمامیت خاک عراق نقض می‌شود که نقض آشکار بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد است.
صورت‌بندی این استدلال به نظر موجه می‌نماید اما برابر با صراحت غیرقابل تفسیر حکم “دادگاه بین‌المللی عدالت” که به دنبال اعلام استقلال کوزوو و اعتراض صربستان به درخواست مجمع عمومی سازمان ملل سال ۲۰۰۸ تشکیل شد و پس از دو سال شور و بررسی رای خویش را سال ۲۰۱۰ صادر کرد: اولا، اعلامیه‌های یکجانبه استقلال واحدهای فرو-ملی ناقض حقوق بین‌الملل نیست. اعلامیه‌ استقلال گاهی منجر به تشکیل یک دولت جدید می‌شود و گاهی خیر اما در هیچ موردی حقوق بین‌الملل در بردارنده هیچ ممنوعیتی راجع به اعلامیه‌های استقلال نیست و ثانیا، حرمت تمامیت ارضی در روابط بین دولت‌ها معتبر است و بازیگران غیردولتی ملتزم به رعایت این اصل نیستند و به این ترتیب نقض تمامیت ارضی یک کشور از سوی یک گروه اتنیکی مدعی استقلال یا یک دولت محلی مدعی تشکیل دولت ملی ناقض قوانین بین‌المللی نیست.
در حال حاضر، اقلیم کردستان به صورت دوفاکتو دارای استقلال است، رفراندوم ۲۵ سپتامبر گام نخست برای بدل کردن این حاکمیت دوفاکتو به یک دولت رسمی مستقل است. گامی که پیش از برداشته شدن با مخالفت‌های گسترده داخلی و خارجی مواجه شده است. چنان مخالفتی که برخی از جریان‌های کردی منتقدی را که تا پیش از این به دلیل عدم اعتماد به نیات سیاسی مسئولان اقلیم کردستان و کارنامه ناموفق آنان در اداره کامیاب و دمکراتیک اقلیم، در مورد رفراندوم سکوت کرده بودند و یا حتی از در مخالفت با آن درآمده بودند در روزهای اخیر به جبهه موافقان رفراندم رانده است.
گویی بار دیگر کردها به این باور کُردی رسیده‌اند که آن‌ها جز خویشتن کسی را ندارند.۲۵ سپتامبر برگ تازه‌ای از تاریخ کردها ورق خواهد خورد یا رویایی تاریخی بار دیگر به محاق خواهد رفت؟

۱۳۹۶/۰۶/۲۹

نگاه کردها به چالش‌های پس از همه‌پرسی استقلال/ ژیار گلبی‌بی‌سی، اقلیم کردستان


هر چه به همه‌پرسی استقلال کردستان عراق نزدیک تر می‌شویم، دولت‌های منطقه و جهان فشار به کردها برای لغو این همه‌پرسی را افزایش می‌دهند. هر چه فشارها و تهدیدها بیشتر می‌شود، پافشاری رهبران کرد برای برگزاری همه‌پرسی هم بیشتر می‌شود.
اما سئوال اینجاست، چرا فشارها و تهدیدهای کشورهای منطقه و جهان نتوانسته کردها را از همه‌پرسی منصرف کند؟ چرا رهبران کرد این تهدیدها را جدی نمی‌گیرند؟
این روزها پرچم سه رنگ کردها بر درو دیوارها، خیابانها و ساختمانهای این منطقه دیده می‌شود. بسیاری بر بدنه و شیشه خودروهایشان آرم «آری به استقلال» چسبانده‌اند. ده ها هزار زن و مرد با پوشیدن لباس‌های رنگارنگ کردی در سخنرانی‌های مسعود بارزانی رهبر اقلیم کردستان برای حمایت از همه‌پرسی شرکت می‌کنند. علی رغم تهدیدها، جشن و پایکوبی (هه لپه رکی) در بسیاری از شهرهای کردستان در جریان است. 
کاوه اسماعیل- ۲۶ ساله – که چفتی بارزانی ها را بر سر داشت، گفت که دانشگاه را نیمه‌کاره رها کرده و سه سال در جبهه‌های جنگ علیه داعش جنگیده. «در صد سال گذشته بارها به کردها خیانت شد. انگلیس، آمریکا بارها ما را برای منافع خودشان فروختند و رها کردند. ما کردها دوستی به غیر از کوهستانهایمان نداریم. ما نباید زیر این فشارها عقب‌نشینی کنیم. ما داعش را شکست دادیم و حال وقت استقلال فرا رسیده است.»
دادگاه عالی عراق همه‌پرسی را مغایر قانون اساسی خوانده و خواهان توقف آن شده است؛ اما این دادگاه نمی‌تواند حکمش را اجرا کند. در این منطقه نیروهای پیشمرگ کرد حاکمند و خبری از نیروهای عراقی نیست. به همین جهت در این منطقه کسی نگران این حکم و تصمیم‌های دولت بغداد نیست.
هفته گذشته نمایندگان دولت‌های آمریکا، بریتانیا، فرانسه و سازمان ملل در دیدار با آقای بارزانی خواهان توقف این همه‌پرسی شدند. آنها پیشنهاد دادند که همه‌پرسی دو سال به تعویق بیفتد و اقلیم کردستان اختلافاتش را با دولت مرکزی عراق در سازمان ملل مطرح و حل کند. اما آقای بارزانی این پیشنهاد را ضعیف خواند و آن را رد کرد.
اما تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران و ترکیه دو همسایه قدرتمند اقلیم بسیاری را نگران کرده است. علی شمعخانی، دبیر شورای امنیت ملی ایران تهدید کرده که اگر کردستان عراق به سوی استقلال برود، ایران مرزهای خود را با این منطقه خواهد بست.
بسیاری بر بدنه و شیشه خودروهایشان آرم «آری به استقلال» چسبانده‌اند
حق نشر عکسREUTERS –
 بسیاری بر بدنه و شیشه خودروهایشان آرم «آری به استقلال» چسبانده‌اند
یکی از بازرگانان اصفهانی که خود را تیمور معرفی کرد، بسیار نگران این تهدیدهاست. او می‌گفت که قطعات و لوازم یدکی را از اقلیم به ایران می‌برد، کالاهای که جزو تحریم‌ها علیه ایران است، «اگر اقلیم کردستان استقلال یابد و ایران مرزها را ببندد، ده‌ها هزار نفر بیکار خواهند شد. ایران باید همچون ترک‌ها روابط اقتصادی را گسترش دهد.»
سطح مبادلات ایران با اقلیم حدود پنج ملیارد دلار در سال است. یکی از مقامات دفتر رئیس اقلیم کردستان که نخواست نامش فاش شود، جمهوری اسلامی ایران را “عملگرا” توصیف کرد و گفت تهدید به بستن مرزها برای راضی کردن همپیمانان شیعه ایران در عراق است. او افزود: «ایران علی رغم مخالفت بغداد تفاهمنامه ساخت خط لوله نفت کرکوک به ایران را امضا کرد. هنگامی که داعش به اقلیم حمله کرد، ایران اولین کشوری بود که به کمک ما آمد. ایران اولین کشوری بود که با گشایش دفتر نمایندگی اقلیم کردستان موافقت کرد، در حالی که ترکیه هنوز اجازه گشایش نمایندگی حکومت اقلیم را نداده است. من بعید می‌دانم ایران این تهدید را عملی کند».
مقامات اقلیم می‌گویند سطح مبادلات تجاری بین ترکیه و اقلیم کردستان بیش از ده میلیارد دلار است. شرکت‌های بزرگ ترکیه میلون‌ها دلار در بخش نفت و گاز این منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. اما ارتش ترکیه برای به رخ کشیدن قدرت خود دیروز مانور نظامی در نزدیکی مرزهای کردستان عراق را شروع کرد.
عباس غزالی، از نمایندگان پارلمان اقلیم کردستان گفت که نگران این تهدیدها نیست. او گفت «توجیهی ندارد اینها از حق دمکراتیک مردم برای تعیین سرنوشت خودشان بترسند. ترکیه میلیاردها دلار منافع تجاری خود را به خطر نخواهد انداخت. پس از استقلال، ترکها شاید برای مدت کوتاهی دو- سه ماه تا یک سال مرزهایشان را به روی ما ببندند، اما روابط دوباره عادی خواهد شد. اما ما خود را برای آن هم آماده کرده‌ایم، می‌دانیم استقلال هزینه دارد».
اقلیم کردستان دروازه ورود کالاهای ترکیه به کل عراق است. ترکیه از طریق مرز زاخو روزانه ده ها هزار بشکه نفت از طریق خط لوله وارد می‌کند. اکر دولت ترکیه همچون ایران این مرزها را ببندد، اقتصاد رو به رشد و تشنه نفت ترکیه با مکشل جدی برای تأمین نفت روبرو خواهد شد.
مسعود بارزانی تهدیدها و فشارها برای توقف همه‌پرسی را غیر معقول می‌داند و می‌گوید: «این حق دمکراتیک کردهاست که در یک همه‌پرسی برای تعیین سرنوشت خود تصمیم بگیرند».
همزمان با افزایش فشارها، روس‌نفت، یکی از شرکت‌های بزرگ نفت و گاز روسیه با اقلیم کردستان به توافق رسیده تا یک ملیارد دلار در صنعت نفت این منطفه سرمایه گذاری کند. مقامات اقلیم می‌گویند که قرار است این شرکت روسی در ساخت لوله انتقال گاز طبیعی اقلیم به ترکیه و اروپا سرمایه گذاری کند. روسیه برگزاری همه‌پرسی را حق کردها می‌داند.
ده ها شرکت بزرگ و کوچک نفت و گاز میلیارها دلار در این منطقه سرمایه گذاری کرده‌اند. بسیاری از رهبران کرد می‌گویند که کشورهای غربی و منطقه منافع خودشان را به خطر نخواهند انداخت. بسیاری از مردم منطقه می‌گویند که مخالفت کشورهای منطقه تنها در سطح حرف است و اگر استقلال کردستان عملی شود، آنها از منافعشان نخواهند گذشت. بعضی این تئوری (شایعه) را باور کرده‌اند که برخی از قدرت‌ها در پشت پرده از استقلال کردستان حمایت می‌کنند.